متفاوت بودن یعنی خوب بودن!

لذتی که در بخشش وجود دارد در انتقام نیست

اردوی بچه های گل مسجد 14معصوم یاسوج در اردوگاه نور سی سخت
یا خدای حسین
به داشته هایمان قانع باشیم و ناشکری نکنیم
مقایسه معیار های انسانیت در مکاتب جدید و مکتب اسلام
بسم الرب الناس
*مقایسه معیارهای انسانیت(فلسفه های اومانیسمی)در مکاتب جدید و مکتب اسلام
1-علم:مکاتبی در جهان به وجود آمدند که علم را معیار انسانیت معرفی کردند به طوری که گفتند هر اندازه که انسان آگاهی و دانش بیشتری پیدا کند ،انسان تر است و هر اندازه که از علم و دانش بی بهره تر باشد،از انسانیت بی بهره تر است.بنابراین دانش آموز کلاس اولی، از کسی که هنوز به مدرسه نرفته انسان تر است.دانش آموز کلاس دوم از دانش آموز کلاس اول انسان تر است و همین طور...در دوره دانشگاه هم دانشجویی که سال آخر را طی میکند از دانشجویی که سال ماقبل آخر را طی میکند انسان تر است.در میان علما و دانشمندان نیز هرکدام که معلوماتش بیشتر است انسان تر است.آیا اینکه علم و دانش معیار انسانیت است و تنها معیار هم هست،میتواند مورد قبول واقع شود؟آیا شما انسان ها را بر اساس دانششان ستایش یا نکوهش میکنید؟ابوذر را که شما ستایش میکنید آیا به دلیل این است که دانش ابوذر از دانش شما و از دانش انسان های زمان خودش بیشتر بوده است؟اینکه معاویه مورد نکوهش است و برعکس،ابوذر مورد ستایش شماست آیا به دلیل این است که شما حساب کرده اید و دیدید معلومات ابوذر از معاویه بیشتر است؟ با این وجود امام علی(ع) از لحاظ علم نیز در رتبه اعلایی قرار داشت.
علم امام علی(ع): سخنان امام علی(که در پایین به مواردی اشاره خواهیم کرد) نشان داده که واقعا انسان دانا و دانشمند و حکیمی بوده است به طوریکه پیامبر ایشان را باب علم خود معرفی کرد و فرمود:"من شهر علم هستم و علی در آن است."(منبع حدیث در غایه العلم،باب29می باشد.)
2-انسان دوستی:مکتب هایی به وجود آمد که گفتند معیار انسانیت محبت و انسان دوستی است.پس اگر کسی خلق و خوی اش براساس انسان دوستی بود انسان است.به عبارت دیگر به سرنوشت دیگران همانقدر اندیشیدن که به سرنوشت خود و بلکه به سرنوشت دیگران بیشتر از سرنوشت خود اندیشیدن را معیار انسانیت می دانند.در منطق دین،اسم این را"ایثار"می گذارند.که در احادیث معتبر ما نیز به این اشاره شده است به طوری که امام علی می فرماید:"برای دیگران همان را بخواه که برای خود می خواهی و برای او همان را نپسند که برای خود نمی پسندی"(منبع حدیث:نهج البلاغه فیض الاسلام،نامه31) حال آیا محبت به تنهایی برای معیار انسان بودن کافی هست یا نه؟ اگر از ما بپرسند ابوذر(یکی از مریدان امام علی) را که شما بر معاویه ترجیح میدهید،چرا ترجیح میدهید؟دیدیم در مورد اول(علم) که معیار بهتر بودن را علم و دانش صرف میدانست،این ترجیح ما جور در نمی آید ولی با معیار دوم که انسان دوستی است یک مقدار این مسئله حل می شود.میگوییم:معاویه انسانی بود که فقط در فکر خودش بود و برای خودش فعالیت می کرد و انسان های دیگر را برای اشباع جاه طلبی های خود به زور استثمار کرده بود،پس او یک موجود خودخواه،خود پسند و خودپرست بود.ولی ابوذر(یکی از مریدان امام علی) برعکس معاویه بود به طوری که با وجود اینکه همه امکانات برایش فراهم بود و معاویه حاضر بود بهترین شرایط زندگی را برایش فراهم کند ولی به خاطر اینکه معاویه حقوق مردم را پامال کرده بود، با معاویه به مبارزه برخواست و سرانجام در تبعیدگاه ربذه در غربت جان داد.
نکته:
در مورد انسان دوستی باید گفت که:همیشه خوبی و بدی در دنیا وجود داشته است که کاملا در تضاد با هم میباشند و بشر ارایه دهنده این دو صفت در جامعه بوده است یعنی آدم هایی به عنوان"آدم خوب" و برعکس آدمهایی به عنوان"آدم بد" وجود داشته است که انسان بر اساس فطرت،" آدم خوب " که ارایه دهنده خوبی در جامعه است را دوست دارد و نسبت به "انسان بد" نفرت دارد،لذا هر شخصی انسان ها را بر اساس صفاتشان دوست خواهد داشت و ما نیز امام علی را به خاطر صفات خوبی که داشت و از بدی دوری می جست دوست داریم(دوست داشتن امام علی باید منجر ارایه عملکرد وی توسط پیروان یعنی شیعیان در جامعه شود).
3-اراده:مکتب هایی به وجود آمدند که گفتند:معیار انسانیت اراده است،اراده ی مسلط کننده ی انسان بر نفس خود.به عبارتی تسلط انسان است بر خود،بر نفس خود،بر اعصاب خود،بر غرایز حیوانی خود و بر شهوات خود.باز بر اساس این معیار،ما امام علی را مرد خدا(انسان کامل) میدانیم چون در دو جبهه،از همه انسان تر بود:یکی جبهه بیرونی،اجتماعی و میدان های مبارزه که همه ی دشمنان خدا را به خاک می افکند و از آن مهمتر،جبهه درون خودش که برخودش مسلط بود،اراده اش بر هر میلی،بر هر شهوتی،بر هر اندیشه ای حاکم بود.داستانی را مولوی در مثنوی درمورد امام علی آورده که:امام یک جوان بیست و پنج ساله بود و دشمن بسیار نیرومند خود را به خاک افکند،میرود روی سینه اش می نشیند تا سرش را از بدن جدا کند.او به علی(ع)تف می اندازد.طبعا علی ناراحت می شود. موقتا از بریدن سر او صرف نظر می کند.
چند لحظه ای قدم می زند،بعد برمیگردد.دشمن میگوید:چرا رفتی؟می گوید:برای اینکه اگر در آن حال سر تورا بریده بودم،به حکم خشم خودم بریده بودم نه برای انجام وظیفه ام و نه در راه هدفم و نه در راه خدا.لذا امام علی(ع) بر خودش، بر خشم خودش،بر رضای خودش مسلط بود و اراده ای محکم داشت.
4-آزادی:معیار دیگر برای انسانیت،آزادی است.یعنی چه؟یعنی انسان آن اندازه انسان است که هیچ جبری را تحمل نکند،محکوم و اسیر هیچ قدرتی نباشد،همه چیز را خودش آزادانه انتخاب کند.می دانید که در مکتب های جدید روی آزادی به
عنوان معیاری از معیارهای انسانی،بیشتر تکیه میشود،یعنی به هر اندازه که فرد بتواند آزاد زیست کند،به همان اندازه انسان است.پس آزادی معیار انسانیت است.این نظریه هم مانند سه نظریه بالا هم درست است و هم نادرست،یعنی به عنوان جزئی از انسانیت انسان درست است ولی به عنوان این که تمام معیار انسانیت باشد درست نیست.از نظر اسلام همان طور که بر علم و دانش ،محبت و تسلط بر نفس تقدیس شده،آزادی هم تقدیس شده است.اسلام عجیب است! و در همه موارد حرفش را گفته است.در نهج البلاغه در وصیتنامه ای که علی(ع) به فرزندش امام حسن نوشته،آمده است:"خودت را،جان خویش را از هر کار پستی برتر بدار،تن به کار پست مده که جان تو بالاتر از کارهای پست است،به جای آنچه که از جان خودت در مقابل شهوات می پردازی،چیزی دریافت نمی کنی.آنچه که از شرف خودت،از جان خویش در ازای یک میل و شهوت می پردازی،عوض ندارد."تا آنجا که میفرماید:"هرگز خودت را بنده دیگری مساز که خدا تو را آزاد آفریده است."(منبع در نهج البلاغه فیض الاسلام،نامه31)
نکته:
در مورد آزادی باید گفت:هر شخصی که بتواند آزادی معنوی را بر نفس خودش مسلط کند یعنی اینکه بتواند بر شهوات حیوانی و کلیه رزیلت های اخلاقی خود مسلط باشد در نتیجه قادر خواهد بود آزادی اجتماعی را در جامعه برقرار کند ولی در صورتی که شخص بر خواسته های حیوانی نفس خود از جمله منفعت طلبی،خود پسندی،تکبر،قدرت طلبی،شهرت و... مسلط نباشد در نتیجه قادر به برقراری آزادی اجتماعی در جامعه نخواهد شد.
نتیجه:معیارهای علم،انسان دوستی،اراده،آزادی و...که در مکاتب اومانیسمی(انسان گرایی) هر کدام جداگانه معیار انسانیت به شمار رفته است،در اسلام هر کدام به عنوان جزئی از معیارهای انسانیت به شمار رفته اند به طوری که اسلام انسانی را انسان کامل می داند که همه معیار های بالا و معیارهای انسانی دیگری که در این نشریه مجال بحث روی آنها نبود را دارا باشد.امام علی(ع) که یک شخصیت برجسته اسلامی است همه معیارهای انسانی را داشته است لذا می توان ایشان را بهترین الگو در تاریخ ،بعد از حضرت محمد(ص) برای داشتن دنیایی عاری از بدی به شمار آورد.
*امید است گوشه کوچکی از ویژگی های انسانی اسلام،در قالب سیرت و شخصیت حضرت علی،در قالب این متن ذکر شده باشد. *منبع :برگرفته از کتاب آزادی معنوی نوشته استاد شهید مطهری
*جمع آوری شده: توسط جمعی از محبان حضرت علی(ع)
*ولادت با سعادت این انسان کامل،مولای آزادگان عالم و الگوی همه مسلمانان و حق جویان عالم یعنی،حضرت علی(ع) مبارک باد.
ایستگاه صلواتی اربعین 93
صبر از دیدگاه قرآن
سوره بقره آیه ۱۵۳ : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ
ترجمه آیه:
اى کسانى که ایمان آورده اید! مدد جویید به صبر کردن در مصائب و خواندن نماز
(بعضى از مفسرین گفته اند: مراد از «صبر»، روزه است که در آن صبر بر گرسنگى و
تشنگى و صبر بر ترک گناهان است) البته خدا با صبرکنندگان است.
دکتر رحیم پور ازغدی در مورد عزاداری
چرا امام حسن(ع) با دختر دشمن خود ازدواج کرد؟
مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم این گونه پاسخ میدهد:
یکی از افراد و شخصیتهای تاریخی که در دوران امیرالمؤمنین(ع) زندگی میکرد و در زیر سایه مهر او امنیت یافته بود، «اشعث بن قیس کندی» بود که برای شناخت او کافی است به خطبهای از خطبههای امیرالمؤمنین علی(ع) توجه کنیم:
امام علی(ع) در مسجد کوفه سال ۳۸ هجری سخنرانی میکرد، اشعث بن قیس به یکی از مطالب آن حضرت اعتراض کرد و گفت: این سخن به زیان تو است نه به سود تو، امام(ع) که او را به خوبی میشناخت نگاه خود را به او دوخت و فرمود: «چه کسی تو را آگاه کرد که چه چیزی به سود یا زیان من است؟ لعنت خدا و لعنتِ لعنت کنندگان بر تو باد ای متکبر، متکبرزاده منافقِ پسر کافر، سوگند به خدا تو یک بار در زمان کفر و بار دیگر در حکومت اسلام اسیر شدی و مال و خویشاوندی تو هر دو بار نتوانست به فریادت برسد، آن کس که خویشان خود را به دم شمشیر سپرد و مرگ و نابودی را به سوی آنها کشاند سزاوار است که بستگان او بر او خشم گیرند و بیگانگان به او اطمینان نداشته باشند».(۱)
از جملات صریح امام(ع) درباره اشعث استفاده میشود که او قطعاً یکی از دشمنان حضرت بوده است وگرنه حضرت با دوست خود اینگونه صحبت نمیکند، اما با این حال، چرا فرزندِ حضرت (امام حسن مجتبی(ع)) با دختر چنین شخصی ازدواج کرد؟
در تاریخ داستانی درباره چگونگی ازدواج امام حسن(ع) با جعده دختر اشعث بن قیس نقل شده که در اینجا به نقل آن داستان میپردازیم:
درباره نام دختر اشعث مؤرخان اختلاف دارند و او را سکینه، شعثاء و عایشه هم دانستهاند، ولی صحیحترین آن جعده است(۲) و سبب ازدواج چنین بیان شده است که امیرالمؤمنین علی(ع) دختر سعید بن قیس همدانی به نام «ام عمران» را برای فرزندش حسن خواستگاری کرد، سعید گفت: به من مهلت دهید در این باره مشورت کنم و از حضور امام بیرون آمد در بین راه به اشعث بن قیس (برادرش) برخورد و جریان را به او گفت، آن مرد منافق از روی نیرنگ به سعید گفت: چگونه دخترت را به حسن میدهی که همیشه به او فخر بفروشد و دربارهاش انصاف نورزد و با او بدرفتاری کند و بگوید: من فرزند پیامبر خدا و امیرالمؤمنینم و او در برابرش چنین فضیلتی نداشته باشد، پس بهتر نیست او را به پسرعمویش بدهی تا شایسته یکدیگر باشند، سعید گفت: کدام پسرعمویش؟ اشعث گفت: محمد پسر من!
آن بیچاره فریب خورد و گفت: دخترم را به پسرت دادم، اشعث شتابزده به نزد امیرالمؤمنین(ع) رفت و گفت: تو دختر سعید را برای حسن خواستگاری کردهای؟! حضرت فرمود: بلی! اشعث گفت: آیا دختری را نمیخواهی که در شأن فرزندت باشد؟ حضرت فرمود: آن دختر کیست؟ اشعث گفت: جعده دختر من.
حضرت فرمود: ما با مرد دیگری در این باره گفتوگو کردهایم، اشعث گفت: درباره آن گفتوگو راهی برای شما وجود ندارد، حضرت فرمود: او رفته است تا با مادر دختر مشورت کند، اشعث گفت: او دخترش را به محمد بن اشعث (پسر من) داد، حضرت فرمود: کی چنین کاری کرده؟ اشعث گفت: قبل از اینکه به اینجا بیایم و چنین بود که امیرالمؤمنین با این پیشنهاد موافقت کرد.
وقتی که سعید فهمید فریب اشعث را خورده پیش او شتافت و گفت: ای مرد یک چشم با من نیرنگ باختی؟ اشعث گفت: کور خبیث تو هستی که خواستی درباره فرزند پیامبر مشورت کنی، آیا تو احمق نیستی؟، اشعث شتابان به حضور امام حسن(ع) رفت و گفت: آیا نمیخواهی با همسرت دیدار کنی، چون او میترسید فرصت از دست برود و بعد راه بین خانه امام و خانه خودش را فرش کرد و دخترش را به همسری امام بخشید، به این ترتیب جعده به خانه امام(ع) رفت».(۳)
از آنجا که امام حسن مجتبی(ع) فرزند پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بود، هر کسی دوست داشت به گونهای خود را به خاندان پیامبر نزدیک کند، اهل بیت پیامبر(ص) هم به جهت حُسن خلقی که داشتند و حتی نسبت به دشمنان مهربان بودند، با این گونه پیشنهادات مخالفت نمیکردند و تا خطایی از کسی نمیدیدند او را از در خانه خود نمیراندند، علاوه بر اینکه طبق داستان فوق امام مجتبی(ع) در برابر کار انجام شده واقع شدند و تن به این ازدواج دادند، ولی بعضی از تحلیلگران سبب ازدواج امام حسن(ع) با جعده را این گونه بیان کردهاند:
همان گونه که برخی ازدواجهای رسول خدا(ص) رنگ سیاسی داشت، پارهای ازدواجهای امام حسن(ع) هم سیاسی بود، با توجه به نفوذ بسیار زیاد اشعث بن قیس در کوفه به نحوی که در جنگ صفین در به حکمیت کشاندن جنگ تلاش فراوانی داشت و مؤثر هم واقع شد، حضرت با دختر او جعده ازدواج کرد، این ازدواج صورت گرفت و البته بدون فرزند پایان یافت، جعده که نفاق را از پدر به ارث برده بود با توطئه معاویه به دشمن حضرت تبدیل شد و در یک اقدام ننگین امام حسن(ع) را زهر داد.
*پینوشتها:
۱. نهج البلاغه، خطبه ۱۹، ترجمه: محمد دشتی، ص ۶۴، چاپ دوم.
۲. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبین، ناشر: دارالمعرفه، ص ۵۰.
۳. قرشی، باقر شریف، زندگانی حسن بن علی، ج ۲، ترجمه فخرالدین حجازی، ج۲، ص۵۶۷ به نقل از تاریخ ابن عساکر، ج ۴، ص ۲۱۶.
کربلا به رفتن نیست...
لطفا نظر فراموش نشه.
ایستگاه صلواتی اربعین حسینی سال93در مسجد برگزار شد.
تصاویر مربوط به ایستگاه صلواتی بچه های مسجد چهارده معصوم(ع)یاسوج ان شاالله در روزهای آینده در وبلاگ مسجد قرار خواهد گرفت.
یا خدای حسین
لطفا نظرات و انتقادات و پیشنهادات خود را اعلام نمایید.
اربعین حسینی رو به همه شیعیان با شور و شعور تسلیت می گوئیم
دلداری به رفقای جویای بصیرت و بصیرت گستر

بعضی وقت ها شیر هم که باشی جلو جماعت سطحی نگر و بی بصیرت کم میاری ولی باید دوباره با یک نیروی تازه (نیروی منطق) و با اتحاد،به دشمنان بصیرت افزایی حمله کرد.
نگاهت رو کنترل کن که اسیر گناه نشوی

چادر خاکی زهرا(ص) زیباترین پوشش برای خواهرم

موبایل-نماز-قرآن-ذکر-اذان

آیت الله بهجت (ره) ***زنگ خطر**






















